|
دلم برات . شده
امروز روز خوب۲۰ و نه کسی اطلسی ها را از زندگی منع کرده من روی صندلی پارکی نشسته ام کنارم حیوان سیاه پوشی مدام مرا می ازارد و ارزوهای را نوک می زند این خبر مهم را هیچ واحد خبری اعلام نخواهد کرد اری تو هرگز باز نخواهی گشت ای کاش درک می کردی چقدر دوستت دارم
دل من می خواهد همچو کبوتران پرواز کنم
بروم پیش یزدان و عقده دل باز کنم اهنگ دل خود را دمساز کنم بنالم از جوانی و بسوزم از جفا جز کامیار نخواهم یار با وفا وفا را ندیدم هرگز از او اخر کی غیر از جفا خواهم دید از او؟؟؟ ۱۹تیر۸۸ ساعت ۴۴/۱۰ شب بیمارستان قلب شهید رجایی
سلام حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟ اول عذر می خوام برای غیبت طولانی که داشتم و جا داره که تشکر کنم از اونهایی که در تمام این مدت به من لطف داشتن و برای نوشتهام نظر های خوشمل گذاشتن از همه خیلی ممنونم که حرفهای دلمنو خوندن و دلنوشته های منو فراموش نکردن و تا به حال منو حمایت کردن همه رو اسم نمی برم چون چشمای قشنگتون درد میگره همه شون رو بخونین فقط چند نفر به نمایندگی از همه که به من لطف داشتن سارای عزیزم عسل عزیزم صفای عزیزم ندای عزیزم که تو مدتی که بیمارستان بودم من رها نکردن حتی در icu و ندا که اومد ولی راش ندادن شرمنده ندا جووووووون و کامیار که مدام با نظرهاش منو خلاجت میده وبلاگ خودش خیلی توپه جا داره براش ارزوی موفقیت کنم قلم خیلی توانا و دلنشینی داره از من ایمل ادرس سرو رو خواسته بودی که باید بگم متاسفانه ندارم می دونم باورت نمیشه ولی به جون خودش ندارم در اخر قول شعر جدید بدم الان خیلی خستم ولی فردا یا پس فردا پیشکش چشمای ناز تون می کنم تا اگه دوست داشتین بخونین اسمش پرواز... تعجب نکنین اگه توی این اپ از کامیار حرفی نزدم این قصه سر دراز دارد بای تا های جنجالی ترین عشق زمینه جنجالی ترین قصه همین!!!!!!!!!!
سلامممممممممم برو بچه ها چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من خوبم خوب که نه خوبه خوبه خوبه بال بال بال چشم نکنیننا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چیکار کنیم دیگه دیروز خدا جوووووووووووونم و کامیار جوووووووووونم خیلی اره من امروز رفتم توی یه وبلاگ این شعر و گذاشته بود خیلی خوشمان امد گفتیم اپ کنیم البته گفته باشم فکر بد ممنووووووووووووووع من نیازم یک نیاز عاطفی هست نه چیزه دیگه که واقعا هم چقدر تامینش می کنه نه بچه خوبی شده قووووووووووربووووووونش برم فقط بگه از کدوم ور برم اخه من خیابون ها رو بلد نیشتم
دست من وقته نوشتن شکل اسم تو رو داره صورت من وقته خوندن خنده ها تو کم مییاره عطر یاسی که تو چیدی ناز صد باغ و خریده ماه کامل سر سفره گریه ها مو سر کشیده تو چه خوش رنگ و عزیزی مثل یک نوت لبه گیتار مثل فکر شعر تازه حدس یک گل پشته دیوار ای تو دل کوک ای خوش اهنگ تو شنیدنی ترینی من پر از هوای غربت تو هوای سر زمینی زن حریر نا رفیقان خوابه افتابی می بینه هجرته ما وسط اب زورقی بی سر نشینه لا لا لا لا لا پیله بستن در دل تو کار پروانه شدن بود گرد شعله قد کشیدن رقص ناب مرد و زن بود با تو باید مثل شبنم عطر گلها رو بغل کرد تلخیه فاصله ها رو پر کندوی عسل کرد سرو سر سبزه بلند قامته من تولدت مبارک 100 سال به این سال ها با موفقیت سعادت و سلامتی دوست دارم
سلام سلام سلام تعجب نکنین می خندم اخه ۲ روز دیگه یه خبریه اره بابا ۲ روز دیگه تولد این پسرست که خیلی عسله منم از اونجایی که۶ ماه دنیا اومدم دیگه صبرم تحموم شد برای تبریک گفتن وای خدا هیچ وقت ایتقذه خوشال نبودم راست می گن خدا از قبل تولد هر کسی سرنوشتش رو تعیین می گنه کی فکر می کرد ۲ سال قبل اینکه من دنیا بیام یکی دنیا بیاد که بعدا بشه تمامه دنیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ۲ روز دیگه کامیارم ۱۹ سالش تموم می شه میره تو ۲۰ سال منم امیدوارم روزی برسه که ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰ تو این وبلاگ تبریک بگم قوربونت برم عسلی ارومند ارزو های رنگیت عزیزم تولدت مبارک سرو سر سبزه بلند قامته من به خاطر اینکه شنبه امتحان دارم میتونستم جمعه اپ کنم ولی جمعه هم یه اپ کوچیک میکنم
تو لحظه به لحظه خود را می افرینی تو چون یک گل ثابت متولد نشده ای بلکه توانشی هستی بی انتها بذر به دنیا امده ای نه درخت تو باز تولد یافته ای نه بسته این باز بودن عظیم است عظیم هر لحظه باید انتخاب کنی که می خواهی چه کسی باشی تصمیم تو سرنوشت توست تولدت پیشاپیش پس و پیش از راست به چپ از چپ به راست مبارک ۱۲۰ ساله بشی نه ۱۲۰ سال کمه همیشه زنده باشی
امروز همان فردایی است که بخاطرش نگران بودم
اگرمن لیلی شوم تو مجنون می شوی اگرشیرین شوم فرهاد می شوی اگر سودابه شوم سیاوش می شوی ولی اگر حوا شوم عمرا تو ادم شوی این مطلب رو توی یه وبلاگ خوندم خیلی زیبا بود گفتم بنویسمش شیا کسی که هرگز در دیده ی تو نگجید کامیار بزار قصه مونو ستاره ها قضاوت کنن این تو بودی که باعث شدی به تو عادت کنم
|
About![]()
سنامممممممممم من شایا هستم یه دختر حساس و زیادی احساساتی که از بد روزگار با شرایطی مواجه شدم که احساساتم رو زیر سوال برد و عشقم وعزیز جانم منو ترک گفت و رفت
Home
|